عبد الرضا سالار بهزادى

48

بلوچستان در سالهاى 1307 تا 1317 قمرى ( فارسى )

نگارش سفرنامه را حوالى 1302 يا 1303 ه . ق . حدس زده‌اند كه به اعتقاد نگارنده حدس ايشان در هردو مورد كاملا صحيح مىباشد . در واقع بنابر دلايلى كه انشاء الله در مجالى مناسب به تفصيل به آنها پرداخته خواهد شد و از جمله به دليل آنكه نويسندهء سفرنامه - ناصر الدوله فرمانفرما - به هنگام نگارش اين سفرنامه قريهء دارزين را متعلق به ابراهيم خان سعد الدوله - يعنى وارث وى - ذكر كرده است ، با توجه به ماجرايى كه پس از مرگ سعد الدوله در 1301 پيش آمد و شرح مفصل آن در كتاب حاضر آمده است و اين ماجرا منجر به مصادرهء بخش اعظم املاك سعد الدوله منجمله قريهء دارزين توسط ديوان حدود دو سال پس از مرگ وى شد ، اينجانب تاريخ اين مسافرت را از صفر تا ربيع الثانى 1303 حدس مىزنم . متن اين سفرنامه هرچند كه بيشتر به تشريح اوضاع طبيعى مسير سفر و يا وضع ابنيه و عمارات بلاد مورد بازديد نويسنده پرداخته شده است ، امّا حاوى بعضى اطلاعات در مورد اوضاع اجتماعى و سياسى منطقه است . از جمله مىتوان به سابقهء خدمت ابو الفتح خان ترك در بلوچستان كه در 1304 با منصب سرتيپى قزاقخانه به جاى زين العابدين خان - اسعد الدولهء بعدى - به حكومت بلوچستان منصوب شد و در زمان نگارش اين سفرنامه با منصب ياورى ( معادل سرگردى در نظام جديد ) به عنوان نمايندهء والى ( ناصر الدوله فرمانفرما ) براى استمالت و بازگردانيدن رعاياى منطقهء مكران كه به علت اختلافات خوانين منطقهء مكران متفرق و آواره شده بودند به قصر قند اعزام شده بود اشاره كرد . از خلال اشارات و كنايات نويسندهء سفرنامه - ناصر الدوله - مىتوان به بهانه جوئىهاى وى نسبت به حاكم بلوچستان - زين العابدين خان - كه هرگز از او به صراحت نام برده نشده است پى برد . همين بهانه جوئىها بود كه در اواخر 1303 به عزل زين العابدين خان از حكومت بلوچستان و انتصاب ابو الفتح خان ترك كه در آن زمان منصب سرتيپى يافته بود به حكومت بلوچستان در 1304 منجر گرديد و « بلواى ابو الفتح خانى » در 1306 از پىآمدهاى همين تغيير و تحولات بود . از جمله نكات ديگرى كه اين سفرنامه بر نگارنده روشن ساخت و از نظر اينجانب جالب توجه بود ميزان مالكيت ابراهيم خان سعد الدوله از قريهء دارزين بود ، چه نگارنده همانطور كه در متن كتاب حاضر نيز اشاره نموده‌ام به استناد مداركى مربوط به سال 1295 ه . ق . مالكيت سعد الدوله از دارزين را دو يا چهار دانگ مىدانستم ؛ امّا از اشارهء نويسندهء سفرنامهء از ماهان تا چابهار برمىآيد كه سعد الدوله به هنگام وفات در 1301 تمامى ششدانگ دارزين را مالك بوده است و ظاهرا دو يا چهار دانگ ديگر را در شش سال آخر عمر خود ابتياع نموده بود . به‌هرحال از ماهان تا چابهار كتاب ارزنده‌اى است كه مىتواند در مطالعهء تاريخ بلوچستان مورد استفاده قرار گيرد ، هرچند كه در تهيهء حواشى و توضيحات آن بعضى بىدقتىها مشاهده مىگردد كه بيشتر مربوط است به عدم آشنايى مصحّح دانشمند اين سفرنامه با منطقه . اميد است در چاپهاى بعدى با توجه به قلّت تيراژ اين كتاب ارزنده ، مصحح نسبت به تجديد چاپ آن به زودى اقدام نمايد و نيز اين گونه اشتباهات رفع گرديده و اين كتاب به گونه‌اى منقح و درخور زحمات دانشمندى چون جناب درياگشت بدون اشتباه و به صورتى كه بتواند بيش از پيش مورد استفادهء علاقمندان على الخصوص